الملا فتح الله الكاشاني
339
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
احتجاج و الزام بر حذف قول وفا از براى مفاجات يعنى پس گوئيم بعبدهء ايشان كه مشركانند بدرستى كه تكذيب كردند خدايان شما شما را * ( بِما تَقُولُونَ ) * به آنچه مىگوييد كه ايشان شريك خدااند و ايشان مرا از شريك منزه دانستند * ( فَما تَسْتَطِيعُونَ ) * پس نميتوانند معبودان شما * ( صَرْفاً ) * گردانيدن و دفع كردن عذاب از شما * ( وَلا نَصْراً ) * و نه يارى كردن شما را بنجات از عقاب و گويند صرف بمعنى حيله است يق انه ليتصرف اى يحتال يعنى قدرت ندارند كه حيله كنند در دفع عذاب از شما و يارى شما دهند در نجات اصمعى گفته كه مراد به صرف توبه است و بنصر فديه يعنى نه توبه قبول كنند و نه فدا و حفص بنا ميخواند و خطاب راجع بعبده يعنى شما كه مشركانيد نتوانيد از خود دفع عذاب من كردن و يكديگر را يارى دادن و از عقوبت رهانيدن و گويند ضمير فاعل در كذبوكم راجعست بمشركان و خطاب باهل ايمان يعنى مشركان شما را دروغگو دانستند به آنچه ايشان را به آن خبر ميدادند در دنيا از قيامت و بهشت و دوزخ پس نتوانند امروز كه از خود دفع عذاب كنند و يكديگر را نصرت دهند يا نتوانيد كه شما صرف عذاب از ايشان كنيد و يارى ايشان دهيد * ( وَمَنْ يَظْلِمْ ) * و هر كه ستم كند يعنى شرك آورد يا از طاعت بيرون رود بارتكاب معاصى * ( مِنْكُمْ ) * از شما اى مكلفان * ( نُذِقْه ) * بچشانيم او را * ( عَذاباً كَبِيراً ) * عذابى بزرگ كه آتش دوزخ است و شرط اگر چه اعم از هر كافر و فاسق است ليكن در اقتضاى جزا مقيد است بعدم مزاحم فسق و كفر كه اسلام است و توبه بعد از آن رجوع بمخاطبهء نبى ( ص ) ميفرمايد كه * ( وَما أَرْسَلْنا ) * و نفرستاديم * ( قَبْلَكَ ) * پيش از تو كسى * ( مِنَ الْمُرْسَلِينَ ) * از پيغمبران * ( إِلَّا إِنَّهُمْ ) * مگر پيغمبرانى كه ايشان * ( لَيَأْكُلُونَ الطَّعامَ ) * هر آينه مىخوردند طعام را * ( وَيَمْشُونَ فِي الأَسْواقِ ) * و ميرفتند در بازارها به جهت كفايت مهمات خود بدانكه انهم صفت موصوف محذوفست و تقدير اينكه الا رسلا انهم چنان كه به اين مفسر شد پس حذف مضاف شد به جهت دلالت مرسلين بر آن و اقامت صفت شد در مقام آن كقوله وَما مِنَّا إِلَّا لَه مَقامٌ اى الا أحد له مقام معلوم و ميتواند بود كه در موضع حال باشد كه اكتفاء شده باشد در آن بضمير اى الا اكلين و ماشين و اين كلام جواب قول كفار است كه ميگفتند ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَيَمْشِي فِي الأَسْواقِ * ( وَجَعَلْنا ) * و گردانيديم * ( بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ ) * برخى شما را براى برخى ديگر * ( فِتْنَةً ) * آزمايش و از جملهء اين ابتلاى فقرا است باغنيا و پيغمبران بامم ايشان و معادات ايشان به آنها و ايذاى ايشان مر آنها را و يا مراد ابتلاى فقراء مؤمنين است به مستهزءين و